أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
93
آثار الباقيه ( فارسى )
بحثى ديگر در كبيسهى ماههاى قمرى در جاهليت و بيان نسئى مذكور در قرآن عرب در جاهليت اين ماهها را مانند مسلمانان استعمال مىكردند و حج ايشان در زمانهاى چهارگانه دور مىزد و سپس خواستند كه حج را به هنگامى بيندازند كه كالاهاى ايشان از جلد و پوست و ميوهها فراهم شود و خواستند كه اين امر هميشه به يك حال بماند و در بهترين ازمنه و خرمترين اوقات باشد بدين سبب از همسايگان خود يهود قريب به دويست سال پيش از اسلام كبس را ياد گرفتند . همينطور كه يهوديان تفاضل سال خود را با سال خورشيدى بهنگامى كه يك ماه مىرسد در آخر سال قمرى قرار مىدادند ايشان همچنين كردند ، و توليت اين امر بدست قلامس بود كه از بنى كنانه مىباشند . و پس انقضاء حج اين اشخاص به پا مىايستادند و در موسم ، خطابهاى ايراد مىكردند سپس ، يك ماه را نسئى مىنمودند و آن ماهى كه بر سال زياد مىشد بنام ماه پيشين مىخواندند و اعراب ديگر بر اين امر اتفاق مىكردند و گفته قلمس ، مفرد قلامس ، را اطاعت ميكردند و اين كار را نسى مىناميدند زيرا ايشان اول سال را در هر دو سال و يا در هر سه سال برحسب تقدمى كه استحقاق داشت يك ماه كبيسه مىكردند و گويندهى ايشان مىگويد : لنا ناسئى تمشون تحت لوائه * يحل اذا شاء الشهور و يحرم و اولين نسئىاى كه روى داد در ماه محرم بود . نسئى اول براى محرم بود و آن را صفر ناميدند و ربيع الاول را صفر خواندند سپس بتوالى و دنبال هم نامهاى شهور را ذكر مىكردند نسئى دوم براى صفر بود و ماهى را كه پس از آن بود صفر خواندند همچنين تا نسئى يك روز تمام شود و ماههاى دوازدهگانه را دور بزند و به محرم برگردد كه از نو باز با آن كار پيشين را تكرار مىكردند . عرب جاهليت ادوار نسئى را مىشمردند و اوقات و ازمنه را به آن تحديد مىكردند و مىگفتند از آن زمان تا زمانى ديگر چند دوره گذشته و با همهى اين